|
فردا چهارشنبه 20 مهر 1390 :: نویسنده : ستاره ۲۳ ساله -شیراز
چقدر احساس دلخوری و ترس داشتم اما نمی گذارم بر من چیره کند هیچ کس نمیداند احساسم چیست خودم میدانم حقم هست ...خدا هم میداند دلخوریش را اینطوری سرم خالی کرد و یک سیلی گاهی میتواند تکان دهنده باشد تکان دهنده و ثابت کننده خدایا مرسی از اینکه اینقدر به من توجه میکنی ... نوع مطلب : برچسب ها : شنبه 15 مرداد 1390 :: نویسنده : ستاره ۲۳ ساله -شیراز
کوچکترین ستاره چشمم خورشید است و اشتیاق لمس تو شاید شرم قدیم دستهایم را٬ مغلوب کند وقتی تو باز میگردی. نوع مطلب : برچسب ها : یکشنبه 19 تیر 1390 :: نویسنده : ستاره ۲۳ ساله -شیراز
برام خیلی عجیبه هیچ وقت نمیتونستم اینو هضم کنم و حالا دچار یه حالت عجیبی شدم انگار مات و مبهوت شدم... انگار تو دلم خالی شده...دارم رنج کسایی رو میبینم که واسم خیلی عزیزن خدایا به مهربونیت قسمت میدم که به اندازه رحمتت دعاهام رو مستجاب کنی ... خدایا تنها تکیه گاه تویی و اگر گاه بجای درب تو درب دیگری را کوبیده ام از نادانی ام بود... واگر گاه به جای تکیه به تو به دیگری تکیه کرده ام مرا ببخش مرا ببخش مرا ببخش واین حالت درونی من که نمایی از حس بر افروختگی من است را بپذیر.. خدایا خودت به او کمک کن به او صبر بده
نوع مطلب : برچسب ها : چهارشنبه 25 خرداد 1390 :: نویسنده : ستاره ۲۳ ساله -شیراز
باد بیایید یا نیاید باران ببارد یا نبارد آفتاب بخندد یا نخندد آنچه هست زیباست زیبایی چیزی جر نگاه خالصانه و صادقانه و بی ریا و زیبای تونیست خدایا به سمتت امده ام و اینک میخواهم شمساریم را در نگاهم بخوانی و مرا باز هم دوست بداری هر چند هیچ کس دوستم نداشته باشد فقط تو برام مهمی دیگه...
نوع مطلب : برچسب ها : یکشنبه 28 فروردین 1390 :: نویسنده : ستاره ۲۳ ساله -شیراز
آنگاه که تو را خواندم مرا پاسخ گفتی مرا چه شده که اینگونه در روی تو شرمسارم خدایا.... نوع مطلب : برچسب ها : درباره وبلاگ مطالب اخیر موضوعات آرشیو وبلاگ پیوندهای روزانه
پیوندها نویسندگان آمار وبلاگ
|
||||